سفر در زمان، عبور از آتش

دانلود کتاب خداوند الموت (درباره ی حسن صباح)
ن : فرهاد آرشام ت : پنجشنبه 28 بهمن 1389 ز : 09:15 ب.ظ
 
خداوند الموت (بخش اول)

      دریافت

 

عنوان اثرخداوند الموت (حسن صباح)

موضوعرمان

نویسنده  :  پل آمر

مترجم     :  

فرمت      :  Adobe Acrobat Reader .PDF

معرف      : 

تاریخ درج   :  27/03/1389

مشاهده    :  1888

توضیحات :  در این کتاب ، داستان زندگانی حسن صباح (وفات518 ه.ق) - موسس طریقه باطنی - با اشاره به حکومت اسماعیلیان و نیز شرح اوضاع و احوال ایران در آن زمان بازگو می شود . به تصریح مترجم : نهضت حسن صباح فقط یک نهضت مذهبی نبوده ، او می خواسته ایران را از زیر سلطه خلفای عباسی یا حکومت های وابسته به خلافت برهاند. حسن صباح در اواخر قرن پنجم هجری ، اساس حکومت اسماعیلیه را بنا نهاد و پس از آن تا مدت دو قرن جانشینان او در مناطق خاصی از ایران و عمدتا در قلعه های مستحکم خود ، حکومت هایی محلی و محدود داشتند. شیوه قتل دشمنان سیاسی و اعتقادی اسماعیلیان به دست فدائیان این فرقه یکی از نکات مهم تاریخ اسماعیلیه است. تعدادی از سرفصل ها و مطالب کتاب از این قرار است : \"داروفروشان الموت\" ، \"موسی نیشابوری در قلعه طبس\" ، \"کیش باطنی الموت چگونه به وجود آمد؟\" ، \"خواجه نظام الملک\" ، \"مقدمه روز رستگاری به عقیده باطنی ها\" ، \"روز قیامت یا قیامه القیامه\" ، \"باطنی ها در قومس\" ، \"بهشت مصنوعی\" ، \"خواجه نظام الملک چگونه کشته شد؟\" ، \"کشتار در اصفهان\" ، \"بیماری حسن صباح\" ، \"زمینه سوء قصد کردن به حسن صباح\" ، \"آخرین ساعات عمر خداوند الموت\" و \"مرگ حسن صباح\" . پسورد : www.98ia.com



مرتبط با : دریافت کتاب
.:: نظرات () ::.


بزرگان تاریخ: درباره ی حسن صباح
ن : فرهاد آرشام ت : پنجشنبه 28 بهمن 1389 ز : 09:10 ب.ظ

نویسنده : اِنی کاظمی

مورخان هفتم ژوئیه (۱۶ تیرماه) در سال ۱۰۷۱ میلادی (۴۵۰ خورشیدی) را روزی می دانند که حسن صباح کار دیوانی [امور اداری] در دستگاه حکومت سلجوقیان را رها کرد تا راه مبارزه در پیش گیرد. این اقدام یک سال پیش از کشته شدن آلب ارسلان، شاه سلجوقی، و به حکومت رسیدن پسرش ملکشاه و جنگ ملکشاه با عموی خود «قاورد» حاکم کرمان بر سر قدرت انجام گرفت. حسن از دربار سلجوقی به «ری» زادگاه خود رفت و به تفکر درباره آینده نشست. حسن صباح که ۹۰ سال عمر کرد و چهارشنبه بیست و سوم ماه مه سال ۱۱۳۴ میلادی درگذشت مردی تحصیلکرده و هوشمند بود که تا ۳۵ سالگی کار دولتی داشت و یک مدیر ماهر و فردی سازمان دهنده بود. وی در این سن به سوریه و مصر سفر کرد. در آن زمان، فاطمیه در مصر حکومت داشتند. شیعه هفت امامی که در آنجا رواج داشت در همان ایام به فرقه های مختلف از جمله «دروزی» منشعب شده بود و حسن صباح راه اسمعیلیه (به نوشته مورخان اروپایی Ismailism) را در پیش گرفت و به ایران بازگشت تا در اینجا، مردم را به گرایش به آن دعوت کند. وی پس از بازگشت به میهن, از اصفهان آغاز کرد سپس به یزد , کرمان و آنگاه به تبرستان (مازندران )و از آنجا به ری و قزوین رفت. این سفرهای داخلی به او آموخت که باید روش کاملا تازه ای در پیش گیرد. [درست مشابه آن چه که در جهان امروز - دهه آخر قرن ۲۰ و دهه اول قرن ۲۱ - جریان دارد] و چون در برابر خود امپراتوری توانمند سلجوقیان را می دید تصمیم گرفت که خوی از جان گذشتگی در پیروان خود که آنها را «فدایی» می خواند ایجاد و از زهر و خنجر به عنوان دو اسلحه بر ضد مخالفانش استفاده کند و به جای تصرف شهرها، بر دژهای کوهستانی مسلط شود. با این برنامه، قلعه (دژ) الموت را در قزوین تصاحب کرد. برنامه دوم او همدست کردن مردم روستاهای اطراف این قلاع بود و به زودی بر ۷۴ قلعه در سراسر ایران و شمال عراق مستولی شد .پیروانش او را «سیدنا» می خواندند. درباره کارهای او، نوشته های عطاملک جوینی ، رشیدالدین فضل اله، ابن اثیر، دکتر ایوانف و دکتر برنارد لویس Lewis دقیقتر هستند. دولت سلجوقیان از سرکوب پیروان حسن صباح [صباح نام خانوادگی «حسن» است که اسم جد پنجم او بود] عاجز مانده بود. حسن برای نشان دادن قدرت خود به سلطان سنجر که او را تهدید می کرد , یکی از فدائیان را مامور می کند که شب هنگام به خوابگاه سنجر وارد شود و بدون این که به او آسیب برساند یک خنجر در کنار سر او بر زمین فرو کند و نامه ای که قبلا آماده شده بود در آنجا باقی بگذارد. سنجر به حسن صباح پیغام فرستاده بود که دارای قلمروی پهناور و دو کرور (یک میلیون) مرد جنگی است و حسن به او پاسخ داده بود که وی , تنها دارای هفتاد هزار پیرو «زن و مرد» است، که همه از جان گذشته اند، اما آدمهای تو برای مزد و مقامشان همراهت هستند و جانشان را دوست دارند و …. از نوشته های مورخان چنین بر می آید که حسن صباح علاوه بر بنیاد گذاری اسمعیلیه ایران و هند (پاکستان) از نظر فلسفی مردی بود که اعتقاد به زندگانی ساده داشت. به عقیده او، معاش هر کس باید از طریق کار مفید تامین شود و «فدائیان» عمدتا کشاورز بودند. وی معتقد به آزادی اجتماعی , تعاون و نیز گذشت بود. پس از هر پیروزی، از شکست خوردگان انتقام نمی گرفت و آنها را شماتت نمی کرد. به نوشته برخی مورخان متاخر، دشمنی او با خواجه نظام الملک تنها به خاطر مخالفت خواجه با نظام اسمعیلیه نبود، بلکه برای این هم بود که خواجه خدمت اجنبی (ترکمانان سلجوقی) را می کرد و به زبان عربی بیش از فارسی توجه داشت. در اروپا درباره حسن صباح به جای تاریخ نویسی داستان نویسی کرده اند از جمله این که به فدائیان پیش از فرستادن به ماموریت ترور، حشیش می داد و برخی ریشه واژه Assassin (ترور) را از کلمه حشاشین (Hashshashin) سفرنامه مارکوپولو می دانند. حال آن که معدودی از زبانشناسان ریشه آن را در کلمه عسس (پاسبان – نگهبان – داروغه) و چند تن دیگر باز هم آن را به نام حسن صباح بسته اند که به پیروان او در اروپا حسنین (Hassaneen) می گفتند. پس از مرگ حسن صباح و افتادن کار به دست جانشین او «کیا بزرگ رودباری»، گروههای مشابهی در سوریه پدید آمدند و «پیرمرد کوهستان» که درباره اش داستانها در اروپا نوشته اند کسی جز «رشیدالدین سنان» نیست و ربطی به حسن صباح ندارد. قلاع اسمعیلیه در سالهای میان ۱۲۵۶ تا ۱۲۶۰ میلادی به دست هلاکوخان مغول فتح شدند، ولی روش کار او در مبارزه ( به تعبیر تازه , نوعی تروریسم ) و فرقه اسمعیلیه باقی مانده اند. از همان زمان هر گروه و فرقه کوچک در مقابله با معارض نیرمند تر , در کنار تبلیغات خود از روش حسن صباح هم استفاده کرده است که به زعم این گروهها روشی است در برابر دشمن یا مخالف بزرگتر و این فرقه ها همانند حسن صباح در کنار تبلیغات خود داعیه استقلال هم داشته اند.



مرتبط با : آینه ی تاریخ
.:: نظرات () ::.


50 گفتار نیک از زرتشت راستین
ن : فرهاد آرشام ت : سه شنبه 19 بهمن 1389 ز : 02:47 ب.ظ

ancient.ir 2 zardosht ۵۰ سخن از اِشو زرتشت  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

نویسنده : انی کاظمی

ای جویندگان دانش راستین، اکنون آموزش‌ها و پیامی را که تا به حال شنیده نشده‌است برای شما آشکار خواهم ساخت. این پیام برای کسانی که از روی تعالیم نادرست، جهان نیکی را تباه سازند ناگوار است، ولی برای دلدادگان «مزدا» خوش‌آیند و شادی‌بخش به شمار می‌رود.
(یسنا ۳۱ – بند ۱)

چون تعالیم نادرست مانع از آن است که راه بهتر را آشکارا دیده و برگزینند، بنابراین خداوند جان و خرد برای شما رهبری برگزید تا زندگی کردن برابر آیین راستی را به هر دو گروه «نیکان و بدان» بیاموزم.
(یسنا – هات ۳۱ – بند ۲)

پروردگارا، در پرتو فروغ مینوی به ما چه خواهی بخشید؟ آیا آن سعادتی که در پرتو راستی و پاکی به دست می‌آید و به همه وعده شده، کدام است؟ در مورد دانایان چه فرمانی رفته‌است؟ ای خداوند خرد مرا از تمام این حقایق آگاه ساز و با گفتار الهام‌بخش خود مرا روشن کن تا همه مردم را به آیین راستی راهنمایی کنم.
(یسنا – هات ۳۱ – بند ۳)

پروردگارا؛ دو بخشش «رسایی و جاودانی» مردم را به فروغ معنوی و آگاهی درونی خواهد‌رسانید. در پرتو نیروی اراده، منش پاک، راستی و پاکی، عشق و ایمان به خدا، زندگانی پایدار و نیروی معنوی افزایش خواهد‌یافت. ای خداوند خرد، در پرتو این فروزگان بر دشمنان فیروزی توان یافت.
(یسنا – هات ۳۴ بند ۱۱)

ای اهورامزدا شخص خردمند و هوشیار و کسی که با منش خویش حقیقت را درک می‌کند، از قانون ایزدی آگاه است و با نیروی معنوی از راستی و پاکی پشتیبانی می‌کند و گفتار و کردار خود را جز به راستی نخواهد آراست و در راه گسترش راستی گام برخواهد داشت. چنین شخصی نسبت به توای مزدا وفادار و شایسته‌ترین یار و یاور مردم به شمار خواهد‌رفت.
(گاتاها- هات ۳۱ بند ۲۲)

ادامه گفتارد ها در ادامه پست




مرتبط با : آینه ی تاریخ
ادامه مطلب
.:: نظرات () ::.


 
 

Powered By mihanblog.com Copyright © by http://siavashsaga.mihanblog.com
This Themplate  By Theme-Designer.Com